جنگ نرم ، احکام ، مطالب دینی

(بسم الله الرحمن الرحیم)

سازندگان این پویانمایی قصد داشتند پیشرفت های کشورهای آسیای شرقی را ناشی از رابطه با آمریکا نشان دهند.

انیمیشن Big Hero 6 از تاریخ 16 آبان به روی پرده های نقره ای رفت تا بار دیگر قلوب، اذهان و افکار کودکان و نوجوانان جهان را مسحور خود سازد.

 

این پویانمایی که با بودجه سنگین 165 میلیون دلاری توسط شرکت دیزنی با همکاری استودیوی مارول ساخته شد، در مدت اکران 108 روزه خود توانست مخاطبان زیادی را به سالن های سینما جذب کرده و به فروش سراسری 546 میلیون دلار دست یابد. این انیمیشن زیبا در هشتاد و هفتمین دوره جوایز آکادمی علوم و هنر تصویری آمریکا موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین انیمیشن سال شد.

 

در این نوشتار به ابعاد مختلف این انیمیشن پرداخته شده تا بینندگان، یک آگاهی نسبی به زوایای آن پیدا کنند.

 

 

 

 

 

خلاصه داستان

هیرو هامادا پسر نوجوان نخبه ای است که در علم رباتیک و ساخت انواع ربات های خلاقانه بسیار ماهرانه عمل می کند. وی که ابتدا با ربات های دست ساختش در مسابقات مبارزه ای غیر قانونی شرکت و کسب درآمد می کند، از طریق برادرش – تاداشی – با آکادمی علوم رباتیک، که او در آنجا مشغول به تحصیل است، آشنا می شود. هیرو با اختراع میکروربات های کنترل شونده از طریق ذهن، مجوز ورود به کلاس های آکادمی را پیدا می کند ولی در همان شب به دلیل آتش سوزی ناگهانی در محل مسابقات، برادر وی به همراه دکتر کالاهان (مسئول آکادمی) کشته می شوند.

 

 

 

 

 

 

پس از مرگ تاداشی، هیرو با بِیمکس (Baymax) ربات دستیار مراقبت های بهداشتی ساخته تاداشی، زندگی را می گذراند تا اینکه توسط مردی با نقاب کابوکی مورد حمله قرار می گیرد. این مرد از میکروربات های هیرو استفاده می کند. از این جا به بعد هیرو به همراه دوستان تاداشی سعی در به دام انداختن این مرد که خیال می کند در مرگ برادرش نقش داشته، دارند. آنها برای خود لباس های قهرمانانه طراحی می کنند و به جنگ نقاب دار کابوکی می روند. در این میان متوجه می شوند که نقابدار کابوکی خود کالاهان است که در پی مرگ دخترش توسط کِرِی می خواهد انتقامش را از او بگیرد. ولی 6 بزرگ قهرمان او را متوقف می کنند.

 

 

 

 

 

 

بررسی فنی انیمیشن

انیمیشن "6 بزرگ قهرمان" یکی از پویانمایی های خوش ساخت سال 2014 می باشد که برنده جایزه اسکار نیز شد. گرافیک و تصاویر انیمیشن بسیار چشم نواز می باشند. گفته شده است که شرکت دیزنی برای خلق آنها برنامه جدید تولید تصاویر گرافیکی نوشته است.

 

معماری و بافت جالب سان فرانسوکیو که ترکیبی از توکیو و سان فرانسیسکو است، با مهارت هرچه تمام از کار درآمده و به دل می نشیند. البته تخیل بیش از حد در طراحی ساختمان ها کمی به این امر ضربه زده است. طراحی کاراکترها هم خوب و قابل قبول می باشد مخصوصا بِیمکس که مطمئنا جالب ترین و بانمک ترین شخصیتی است که این چند وقته در انیمیشن ها می توان یافت. البته طراحی شخصیت ها جای کار بیشتری داشت تا بتواند در حد کیفیت دیگر انیمیشن ها مانند "رنگو" ، "چگونه اژدهای خود را تربیت کنید 2" و سری "داستان اسباب بازی ها" ظاهر شود.

 

 

 

 

 

 

هر چقدر موسیقی متن زیبا و گوش نواز است، صدا گذاری کاراکترهای اصلی نامناسب بوده و حتی تا حدی تصنعی نیز می باشد. دیزنی این بار از ستارگان مشهور که عموما صدای آشناتری دارند، استفاده نکرده و بجای آنها گویندگانی نه چندان با تجربه به کار گرفته است. البته انصافا صدای بِیمکس خوب است. داستان Big Hero 6 برای کودکان و نوجوانان مناسب بوده و ممکن است به مذاق بزرگترها خوش نیاید (البته اگر کودک درونشان دیگر کودک نباشد!).

 

 

 

 

 

 

بررسی محتوایی انیمیشن

استیلای فرهنگی آمریکا بر شرق

شهر داستان انیمیشن ما، سان فرانسوکیو نام دارد. این شهر از نظر فرهنگ، جغرافیا و حتی معماری ترکیبی از توکیو و سان فرانسیسکو یا در واقع شرق و غرب می باشد. قهرمان اصلی فیلم ژاپنی است، که در دامن یک آمریکایی بزرگ می شود.معماری شهر به توکیو نزدیک تر است. بیلبوردها، دیوار نوشته ها، طراحی ساختمان ها همه ژاپنی می باشند، اما شاهد تلفیق زیرکانه اسم دو شهر هستیم که سان فرانسیسکو بخش ابتدایی ان را تشکیل می دهد. مردم شهر نیز چهره های تمام غربی داشته و فرهنگ آنها نیز شبیه شرق نیست.

 

 

 

 

 

 

این نشان دهنده استیلا و تاثیر فرهنگ غرب بر شرق است. این مسئله، یعنی ترویج و صدور فرهنگ آمریکایی به دیگر کشورها در سند راهبردی امنیت ملی آمریکا برای سال 2015 نیز به صراحت گفته شده است.

 

علم و صنعت پیشرفته شرق، مرهون آمریکاست!

این چیزی است که سازندگان این پویانمایی قصد بیان آن را داشتند. در این انیمیشن، به پیشرفت صنعتی شرق (ژاپن به نمایندگی) اشاره شده است. ولی مانند همیشه سلام هالیوودی ها بی طمع نیست! در مقابل آنها دو فرد به نام کالاهان و کِرِی را نشان می هند که قطب های صنعت و علم این شهر را در اختیار دارند. کالاهان با راه اندازی آکادمی علوم رباتیک، سعی در جذب نخبگان بالقوه و پرورش استعداد آنها دارد.

 

 

 

 

 

 

فراهم آوردن امکانات برای تحصیل و پژوهش علمی، منتی است که کالاهان بر سر مردم این شهر می گذارد. البته این امر یعنی جذب نخبگان نسل متفکر دیگر کشورها برای پرورش و خدمت در آمریکا نیز در سند استراتژیک امنیت ملی ایالات متحده آمده است. کمپانی کِری صنعتی سازی علم را در این شهر به عهده دارد. شرکت وی که بزرگترین شرکت صنعتی تحقیقاتی سان فرانسوکیو است، پروژه های مختلفی از نوآوری های علمی کوچک تا اختراعات عظیم مانند پرتال های تلپورت کننده را به اجرا می رساند. این دو نفر نمادی از آمریکا هستند که پیشرفت علم و صنعت شرق از آنهاست.

 

 

 

 

 

 

پرورش نوجوانان برای تبدیل شدن به ابرسربازها

صنعت هالیوود چندی است که روند ترویج ابرسرباز سازی از کودکان و نوجوانان را در فیلم های خود در پیش گرفته است. از بارزترین این موارد می توان از سری بچه های جاسوس (Spy Kids) یاد کرد که با بهره گیری از بازیگران مشهور و توانمند و جلوه های بصری زیبا قصد القای مفهوم خطرناکی را دارند. اخیرا نیز سری بازی طمع (Hunger Games) نوجوانان را در جایگاه سربازانی که باید برای نجات جان خود با استفاده از هر چیزی بجنگند؛ قرار می دهد.

در این انیمیشن نیز از شخصیت های جوان و نوجوان ابرقهرمان هایی در سبک بت من و مرد آهنی می سازد. آنها در عین اینکه از نیروهای فرابشری برخوردار نیستند با استفاده از فناوری روز تبدیل به قهرمانان و ناجیان شهر می شوند. این راهبرد استثماری برای آنست که کودکان و نوجوانان با مشاهده چنین تصاویری علاقه مند به نبرد و مبارزه شوند.

 

 

 

 

 

عادی سازی مرگ عزیزان

امسال شاهد حرکتی جسورانه در انیمیشن های هالیوودی بودیم. امری که در گذشته به دلیل تم ناراحت کننده و غم انگیزش برای کودکان و نوجوانان – حتی بزرگسالان – چندان مورد استفاده قرار نمی گرفت. نمایش مرگ یکی از کاراکترهای اصلی یا اقوام قهرمان داستان به گونه ای انجام شد که نه تنها باعث ناراحتی و افسردگی مخاطب کم سن و سال نشود بلکه کاملا آن را در نظر آنها عادی و امری قابل هضم جلوه دهد. انیمیشن "چگونه اژدهای خود را تربیت کنید 2 " و " کتاب زندگی" از نمونه هایی هستند که در آن شخصیت اصلی از مرگ عزیزان خود یا اصلا ناراحت نشده یا حداقل ناراحتی او چند دقیقه بیشتر دوام ندارد!

در اینجا نیز شاهد ناراحتی چند روزه هیرو هستیم ولی ارتباط با بِیمکس، مخلوق برادرش، و لذت گرفتن انتقام از قاتل تاداشی مرگ وی را از یادش می برد.

 

 

 

 

 

شخصیت شناسی کاراکترها

هیرو

 

 

 

 

 

پسر نوجوانی که در مرحله گذار از آن دوره به جوانی است و طبعا داری شور و هیجان زیادی در برخی مواقع و فروکش کردن آن در زمان مصیبت و سختی می باشد. وی شخصیتی باهوش و متفکر دارد که تسلیم دشمن نمی شود. وی اشاره ای است به شرقی های سخت کوش ولی در عین حال احساساتی و متزلزل.

 

تاداشی

 

 

 

نمادی از یک انسان کامل که برای آلوده نشدن، سازندگان وی را هرچه سریعتر از روند اصلی خارج می کنند. او بسیار هوشمند و عاقل می نماید، رفتاری بسیار دوستانه داشته و حتی استعدادش در علم رباتیک را برای خلق موجودی صلح جو برای خدمت به مردم صرف می کند. وی اشاره ای است به شرقی هایی که افسار تمدن غرب را پذیرفته و در بستر امکانات انها رشد کرده اند.

 

تاماگو

 

 

 

 

دختر کره ای که ظاهر تقریبا خلاف او تداعی کننده قشر غرب زده و نچندان مقید شرق می باشد. آنها هنجارهای گذشته را شکسته و به دنیای مدرن پا گذاشته اند.

 

هانی لمون

 

 

 

 

جذاب، مهربان، باهوش ولی در عین حال کمی خل و چل. وی که بنظر می رسد از همه بیشتر به تاداشی نزدیک است با هیرو مانند یک برادر کوچکتر رفتار می کند. قلب رئوف او شخصیتش را دوست داشتنی تر کرده است. وی اشاره ای است به قشر درس خوان و انسان دوست غربی که تا حدی نیز عجیب و غریب هستند. (به قول خود اعضای گروه، آنها نِرد (Nerd) هستند)

 

واسابی

 

 

 

 

سیاه پوست پر قدرت ولی نازک نارنجی. اشاره ای به سیاه پوستانی که فرهنگ غربی و آمریکایی را پذیرفته اند.

 

فِرِد

 

 

 

 

کله شق، خل وضع، عاشق کمیک ها و ابرقهرمانان، دارای تخیلی افسار گسیخته که از قضا مال و منال خانوادگی هنگفتی نیز دارد. وی حتی تمایل دارد که تبدیل به یک اژدها شود. او نشان دهنده آمریکایی های مایه داری است که خیالات واهی قهرمان شدن در سر می پرورانند و از چیزی که هستند راضی نیستند.

 

کالاهان

 

 

 

 

فردی ظاهر به صلاح، دانشمند، خیرخواه که استعداد های جوان را کشف و پرورش می دهد. البته در ادامه می بینیم که این انسان اخلاق مدار، به سادگی تن به پلیدی داده و برای گرفتن انتقام دخترش حاضر به هرکاری می شود. وی نمایانگر قشر ریاکار آمریکاست که در ظاهر مثبت می باشند ولی در باطن اصلا!

 

کِرِی

 

 

 

 

سودجو، شیک پوش و ثروتمند، فرصت طلب و مدیری که پیشرفت های علمی را به سرعت خریداری کرده و برای سود خود استفاده می کندو وی همچنین از قبول تقصیر برای مرگ دختر کالاهان خودداری می کند. او اشاره ای است به صاحبان قدرت و سرمایه در امریکا که هر عمل خود (چه خوب چه بد) را توجیه می کنند و فقط به فکر منافع خود هستند.

 

مهدی خدابخش

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۰۲
محمدرضا دهایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی